تبلیغات
پرتخولی ها - مطالب ابر طنز

خنده ، کتاب ، دفتر !!

( همین اولین کار درست بشین پشت سیستم !!)

- اگر شنا لاغر می کرد، نهنگ وضعش این نبود.

- دیدید بعضی سایت های دانلود خارجکی، می گن اگه عضونیستی یک دقیقه باید صبر کنی؟ این خارجیا آخه چرا اینقدر ساده لوح هستن؟ ما فقط برای بالا اومدن همین یک پیج نیم ساعت منتظریم، اون یک دقیقه جزو سریع ترین فرآیندهای اینترنتی ماست! ما رو از یک دقیقه می ترسونید آخه؟

- از خلال کامنت های پیج ظریف: آقا حالا شما که داری تاریخ رو می سازی، بی زحمت خیلی پیچیده اش نکن چون بچه ها باید امتحانشو بدن بعدا!

- توی ایران تنها خواسته ای که ملت از توالت عمومی دارن اینه که درش بسته بشه، یه همچین ملت قانعی داریم!

- پسره توی تاکسی یک شکلات درآورد و خورد و بعد یکی دیگه و پشت بندش یکی دیگه؛ مرده که کنارش نشسته بود گفت: این همه شکلات برای دندونات مضره
پسره جوا بداد: بابا بزرگم 125 سال عمر کرد
مرده گفت: با خوردن شکلات؟
گفت: نه بابا بزرگم فقط سرش تو کار خودش بود نه دیگران

- دیدین تو فیلما میرن رستوران گرون قیمت، وسط اش دعواشون میشه غذاها رو ول می کنن میرن بیرون؟
والا ما با دوستامون می ریم فلافلی هر چی سس هست رو خالی خالی که می خوریم هیچ، دستمال کاغذی هارم می ذاریم تو جیبمون که ضرر نکنیم.

ادامه مطلب

داستان طنز

دانشگاه بودم وقته خالی داشتم رفتم سر کلاس اخلاق اسلامی توی اون یکی دانشکدمون مهمان نشستم که استاده گفت شما که نیشت بازه پاشو برو تخته رو پاک کن , منم گفتم نمیرم استاد!!! 
گفت یعنی چی؟چرا نمیری؟میگم پاشو تخته رو پاک کن منم خیلی جدی بلند شدم گفتم :دوس ندارم بچه ها قهرمان کلاسشون رو تو این صحنه ببینن !!! بچه ها زدن زیر خنده.... 
بعد اومد تلافی کنه داشتم میرفتم پای تخته گفت خوشگل پسر از این لباس ها که تنته مردونه ش هم هست؟؟؟ منم خیلی ریلکس گفتم استاد اگه واسه شوهرتون میخواید سایزش تموم شده !!! دوباره کلاس ترکید از خنده 
و برگشت گفت خوشمزه حالا خودت حذف میکنی یا من حذفت کنم؟؟؟ منم دوباره جدی گفتم واسه یه قهرمان هیچ فرقی نمیکنه استاد!!! 
حسابی قاطی کرد رفت سمت لیست گفت اسمت چیه بلبل زبون؟؟؟ منم گفتم کوچیکه شما امید هستم استاد لیست رو نگاه کرد 
گفت امیده چی؟؟؟ منم خیلی جدی صدامو کشیدم گفتم امـــیــــــــــــــــــــده جـــهــان !!! به جان خودم کلاس منفجر شد ,ماژیکشو پرت کرد جاخالی دادم از بالا سرم رد شد و دویدم در کلاس و بستم فرار کردم.!!! 
البته بیاد دانشکده ما درس ارائه بده بدبختم قیافمو بشناسه,آخه بچه ها بعدش گفته بودن من واسه اون دانشگاه نبودم !!!

:| - طنز


 کتاب اول ابتدایی این روزها!


منبع:برترینها

فقط برای خنده

یارو تو خیابون ماشین زده بهش پهن شده کف آسفالت،
رفتم دستش رو بگیرم بلندش کنم از رو زمین،
می گه «قربونت تو همین حالت یه عکس ازم بگیر می خوام بذارم تو فیس بوک
این آمریکا چه غلطی میکنه:| پس چرا حمله نمیکنه آخه:|


 <-----PARTAKHOL.IR----->


یه اسرائیلی منو اد کرد قبول نکردم

الله
اکبر
الله
اکبر

الانم گوشی و لپ تاپو میبوسم میزارم کنار
یه دور افتخارم دور خونمون میزنم پرچم ایران کو .. تا
برمیگردم
خونه ماشین سکه وبقیه جوایزو بیارید .
مسولان رسیدگی کنین لطفا



ادامه مطلب

خـودآموز روزه ‌داری به سبـک ایـرانی! (طنز)

گروه اینترنتی پرشیـن استـار | www.Persian-Star.org

ماه رمضان نزدیک است ... همین روزهاست که خودمان را به سحری و افطاری های جورواجور سوق دهیم. ماه حلیم بوقلمون، ماه غل غل کردن دیگ آش رشته جلوی دکان خیاطی، کلید سازی و حتی نمایشگاه اتومبیل، ماه غلبه زولبیا بامیه بر قند، ماه انتظار خالصانه برای شنیدن صدای دلنشین و روح افزای اذان(ترجیحا مغرب)، ماه سریال‌های بندتنبانی، ماه سینه خیز کنار رفتن از سر سفره منهدم شده. خب دیگه بسه. حالا که کاملا در فضا قرار گرفتید به توصیه‌هایی در باب روزه داری در این ماه خدا توجه کنید. دقت داشته باشید که ساعت حدود یک ربع به 9 شب تازه افطار می‌شود. بنابراین اصلا زمان زیادی در اختیار ندارید و هر ثانیه‌اش طلاست.


ادامه مطلب

مطالب طنز دانشجویی

طالع بینی دانشجویی :
یه سکه میندازیم بالا ، اگه شیر اومد می خوابیم !
اگه خط اومد فیلم می بینیم !
و اگه لبه اومد درس می خونیم !!!
.
.
.یه زمان از امتحانات که بر میگشتیم ، مامانمون میپرسید : چند میشیی ؟؟؟
با صدای بلند داد می زدیم ۲۰ !
یادش گرامی باد !
۱ دقیقه سکوت لطفا !!!
ادامه مطلب

شهر دزدها

شهری بود که همه اهالی آن دزد بودند...!
طنزی از ایتالو کالوینو

شب‌ها پس از صرف شام، هرکس دسته کلید بزرگ و فانوس را برمی‌داشت و از خانه بیرون میزد؛ برای دستبرد زدن به خانه یک همسایه ! 

حوالی سحر با دست پر به خانه برمی‌گشت، به خانه خودش که آن را هم دزد زده بود !!!

ادامه مطلب

طنزی فاخر از ایتالو کالوینو : شهر دزدها


ایتالو کالوینو (به ایتالیایی: Italo Calvino) (۱۵ اکتبر ۱۹۲۳ - ۱۹سپتامبر ۱۹۸۵) یکی از بزرگ‌ترین نویسندگان ایتالیایی قرن بیستم است. بسیاری از آثار وی به زبان فارسی ترجمه شده‌است. او نویسنده، خبرنگار، منتقد و نظریه‌پرداز ایتالیایی است که فضای انتقادی آثارش باعث شده او را یکی از مهم‌ترین داستان نویس‌های ایتالیا در قرن بیستم بدانند.


ادامه مطلب

بدون شرح


مادربزرگ شما هم؟؟؟؟


تعداد کل صفحات : 2 ::      1   2  

جستجو

برای جستجو در مطالب سایت، عبارت مورد نظر خود را در فرم زیر بنویسید.

ورود نویسندگان

تعداد ویزیت های پرتخول