همین چند روز پیش، "یولیا واسیلی اونا" پرستار بچه‌هایم را به اتاقم دعوت كردم تا با او تسویه حساب كنم.

به او گفتم: - بنشینید یولیا.می‌دانم كه دست و بالتان خالی است، اما رو در بایستی دارید و به زبان نمی‌آورید. ببینید، ما توافق كردیم كه ماهی سی روبل به شما بدهم. این طور نیست؟

- چهل روبل.

ادامه مطلب