>
هدر نداریم جیگر!! مشکلیه؟؟

خنده ای دارای 2 تا 5 سال حبس (خود عنوان مطلب نکته داره)

- از شرکت توشیبا تشکر می کنم به خاطر ساخت او مدل آبمیوه گیری که آب سیب و آب هویچ دوران بچگی ما رو تامین می کرد. البته همیشه باید یکی مواظبش می بود که یهو راه نیفته بره. محکمم نگهش می داشتی تا مغز استخونت می لرزید.

- جی ال ایکس گوشی سه سیم کارته داده! کم کم یه خشاب میده میگه با سیم کارت پرش کنید بزنید به گوشی

- همگروه اسپانیا هم نشدیم حداقل یه برد به دست بیاریم.

- چند صد سال دیگه اون شاگردی که داره کتاب تاریخ رو می خونه، این سال ها رو سریع ورق می زنه و می گه اینجاهاش مهم نیست، سوال نمیاد ازش

- آقا دیشب نرفتم خونه...
صبح که رفتم بابام گفت: دیشب کجا بودی؟
گفتم: خونه دوستم. برداشت به 10 تا از دوستام زنگ زد، خدا خیرشون بده، هشت تاشون گفتن دیشب خونه ما بوده، دوتاشونم گفتن الان اینجاست ولی خوابه بیدار شد می گم بهتون زنگ بزنه.

ادامه مطلب

خنده ای دور همی

1- یه خیابونی تو ایتالیا هست به نام کاری، تاکسیا که رد می شن ملت داد می زنن سرِ کاری ... راننده ها هم فحش می دن و می رن.

2- من اولین چیزی که به بچم یاد می دم اینه که مجبور نیستی همه جا نظر بدی فرزندم.

3- آخرین آدم با معرفت قبل از اختراع پول مرد.

4- پشه ها هیچ وقت کسی رو به خاطر قیافه یا وضع مالیش نیش نمی زنن، شمام نزنین.

5- به بعضی ها هم باید یادآوری کرد دارین اسم رو بچتون می ذارین، یوزرنیم نیست که اصرار دارین قبلا کسی برنداشته باشه!

6- کیم کارداشیان یه داداش داره به اسم سالار کارداشیان که خیلی هم گرون تره!
ادامه مطلب

اعتراف نامه

آیدین سیارسریع در روزنامه شهروند نوشت: پس از احضار مارک زاکربرگ، مدیر فیسبوک توسط دادگستری استان فارس، این شخص فاسد که تاکنون میلیون‌ها نفر را با بی‌شرمی و وقاحت به اینترنت و ایجاد ارتباط با همدیگر علاقه‌مند کرده است اعترافاتی انجام داده که به منظور بیدارسازی جوانان امشب از طریق تلویزیون پخش می‌شود.

متن کامل اعتراف زاکربرگ

من یک جوان ساده‌دل شهرستانی بودم که برای تحصیل در رشته کامپیوتر به دانشگاه ‌هاروارد رفتم. روزی در خیابان داشتم برای خودم قدم می‌زدم که مردی با بارانی مشکی و عینک آفتابی دستش را گذاشت روی شانه‌ام، گفتم شما؟ گفت من

ادامه مطلب

بی مزه بازی!

- صبحی تو مترو یهو خوابم برد سرم محکم خورد به میله. واسه اینکه جلو ملت ضایع نشم هر چند دقیقه یک بار سرمو می زدم به میله که فکر کنن خیلی داغونم و دارم از قصد می کنم!

- آقا بالاخره یکی از فانتزیام به وقوع پیوست
مامانم از بیرون اومد تا اومد از چیپسم برداره گفتم:
برو اول دست تو بشور!
آقا یک حالی داد یک حالی داد که نگو...
فقط یکم شکستگی لگنم اذیتم می کنه
ولی تمام کبودیام خوب شده
تازه دکتر گفته تا هفته دیگه گچ دست و پامم باز می کنه!

- هر چی بنزین گرون تر می شه، تصورات دختران سرزمینم از اون اسب بالدار منطقی تر به نظر می رسه.

ادامه مطلب

یارانه بازی (بخونین ارزشش رو داره )

 آیدین سیارسریع، ثبت نام متقاضیان دریافت یارانه نقدی را دست‌مایه مطلب طنز امروز خود در روزنامه قانون قرار داده است.

سیارسریع می‌نویسد: «ما از آنجا که خودمان از سرویس‌های جاسوسی و بهداشتی غرب پول می‌گیریم، برای دریافت یارانه اقدام نکردیم ولی دیروز که همسایه‌مان داشت به صورت اینترنتی فرم دریافت یارانه را پر می‌کرد، ناخواسته چشممان به صفحه کامپیوترش افتاد و با کمی دقت در سوالات احساس کردیم دولت با مردم رودربایستی دارد و حرف دلش را نمی‌زند. برای همین من پیشنهاد می‌دهم فرم سوالات سایت رفاهی را به کل عوض کنند و روند ثبت نام اینترنتی به روش زیر تغییر پیدا کند:

مرحله اول: شماره حساب سرپرست خانوار را وارد کنید. غلط وارد کردن شماره حساب به معنای انصراف از دریافت یارانه و مستلزم جریمه نقدی یا تنبیه فیزیکی به تشخیص کارشناس قضایی خواهد بود.

مرحله دوم: متقاضی گرامی! آیا واقعا خود را مستحق دریافت یارانه می‌دانید؟ بلی / خیر

مرحله سوم: متقاضی گرامی! ناموسا خود را مستحق دریافت یارانه می‌دانید؟ ناموسا ها! بلی / خیر

مرحله چهارم: آیا می‌دانید دریافت یارانه از سوی شما چه صدمات جبران‌ناپذیری بر پیکر نحیف اقتصاد کشور وارد می‌کند؟ الف: نمی‌دانم و ثبت‌نام می‌کنم / ب: می‌دانم ولی چون بی‌شعورم باز هم ثبت نام می‌کنم (این سوال صرفا در جهت تحقیر متقاضیان است و اثر دیگری ندارد)

مرحله پنجم: درآمد ماهانه سرپرست خانوار چقدر است؟ الف: زیر ششصد هزار تومان ب: بین ششصد هزار تومان و یک میلیون تومان ج: بالای یک میلیون تومان

نه! ساده نباشید! این پایان ماجرا نیست. در دل همین مرحله پنجم مرحله‌ای دیگر نهفته است! به این شکل:

در صورت انتخاب گزینه ششصد هزار تومان، پیام زیر برای مخاطب ارسال می‌شود: آیا ...

ادامه مطلب

خنده ای با طمع سیر ترشی :|

یه شماره - اگر مخفی کردن سیب زمینی سرخ کرده تو فر اجاق گاز رو نادیده بگیریم آره میشه گفت رفیق بی کلک مادر!

1- اون تیکه آخر پیتزا که سیر شدی و می مونه و خورده نمی شه همون لعنتیه که روحش وقت گشنگی میاد سراغت

2- دست دوستم یه گوشی آی فون دیدم حسودیم شد. اومدم خونه به مامانم گفتم به من یه اپل می خوام! مامانم یه لبخند مرموزی زد، شب که بابام اومد دیدم دستش یه پلاستیک سیبه! مامانم گفت تو فکر کردی من و بابات انگلیسی بلد نیستیم؟

3- من به احترام مادر استادم که چهار روزه فوت شده نرفتم دانشگاه، اونوقت خود استاد مذکور که اومده هیچ، کلاسو برگزار کرده هیچ، درسم داده!

4- تو خونه ما خیلی پیش میاد صدات کنن بعد ازت بپرسن «چی می خواستم بگم؟» و عجیب تر اینه که منتظر جواب هم می مونن


ادامه مطلب

یه پست همین جوری :|


داداشم موهاش فره نمیدونم چرا میخوابه دوبرابر میشه اصن یه چیز وحشتناک
دیشب رفتم دستشویی برگشتم پام گیر کرد به پتوش تو خواب وبیداری افتادم روش یه آن با اون موهاش یه داد کشید چنان ترسناک شد سرخم شده بود منم از ترس فقط داشتم داد میزدم از داد ما خواهرم از تو آتاقش یه جیغ بنفش کشید جو داغون بود
دیدم بابام پاشده در خونرو وا کرده داد میزنه فرار کنید اسراییل حمله کرده :)))))))))))))


امروز رفتم كافی شاپ دیدم همه با دوست دختراشون اومدن ولی خودم تنها هستم
.
.
.
.
هیچی دیگه گوشیم رو برداشتم و کنار گوشم گرفتم و با صدای بلند گفتم
هی بدبخت بیا که دوس دخــدرت با یه پسره تو کافی شاپ نشسته !
جاتون خالی همه دخترا فرار کردند ... :)))


ادامه مطلب

خنده ای برای شادی روح و روان!!

ﺳﺮ ﺳﻔﺮﻩ ﻧﺸﺴتم ﺩﺍﺭﻡ غذا ﻣﯿﺨﻮﺭﻡ
ﻣﺎﻣﺎﻧﻢ ﺑﻬﻢ ﻣﯿﮕﻪ :ﺑﺴﻪ ﺑﺪﺑﺨﺖ میترکی!!!
ﺑﺎﺑﺎﻡ ﻣﯿﮕﻪ : ﻭﻟﺶ ﮐﻦ ﺯﺑﻮﻥ ﺑﺴﺘﻪ ﺭﻭ ﺑﺰﺍﺭ ﻭﺍﺳﻪ ﺧﻮﺩﺵ ﺑﭽﺮﻩ :| ﭼﯿﮑﺎﺭﺵ ﺩﺍﺭﯼ؟!؟!؟!
ﭘﺪﺭ ﻣﻦ! ﻣﻦ ﻧﺨﻮﺍﻡ ﺷﻤﺎ ﺍﺯﻡ ﺣﻤﺎﯾﺖ ﮐﻨﯽ، ﮐﯽ ﺭﻭ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺒﯿﻨﻢ؟؟؟ :|


دیشب خسته بودم وسط هال ولو شدم و جلو تلویزیون خوابم برد، 
شب مامانم اومد ساعت 2 نصفه شب پتو انداخت روم بوسم کرد ، کلی هم قربون صدقم رفت بعد موقع رفتن پامو لگد کرد، داد زدم و گفتم : اهههههههههههه پام داغون شد!!!(خیلی نامردم میدونم)
جواب داد: خاک تو سرت کنن آخه اینجا جای خوابه؟
بعد تازه نصف شبی یه لحظه احساس کردم نفسم بالا نمیاد و دارم خفه میشم!!افتادم به سرفه کردن و نفس نفس زدن، قشنگ اینقد سرفه کردم که بنفش شدم!
یکم که تونستم نفس بکشم تو اون تاریکی نگا بالا سرم کردم، دیدم بابام وایساده داره میخنده!!
همینجوری، مات و خواب زده پرسیدم چیه؟!؟ چی شده؟؟
با خنده و خیلی ریلکس گفت:هیچی ندیدمت، پام رفت رو گلوت، بخواب بخواب!!! :|

ادامه مطلب

لیونل مسی ایرانی است.

به گزارش پیام نو، امید مهدی‌نژاد شاعر، روزنامه‌نگار و طنزنویس، در یادداشتی طنز و خواندنی در صفحه فیس بوک خود نوشته است:

آیا می‌دانید «لیونل مسی» ایرانی‌الاصل و فردی کاملاً اهورایی است؟
شاید تعجب کنید، اما باید بدانید که حقیقت دارد. بله. لیونل آندرس مسی، فوتبالیست آرژانتینی عضو باشگاه بارسلونا، مثل قریب به اتفاق مفاخر جهانی، نژادی آریایی و تباری ایرانی دارد. برای توضیح این حقیقت باید به نود و سه سال پیش برگردیم.


ادامه مطلب

داستان طنز

دانشگاه بودم وقته خالی داشتم رفتم سر کلاس اخلاق اسلامی توی اون یکی دانشکدمون مهمان نشستم که استاده گفت شما که نیشت بازه پاشو برو تخته رو پاک کن , منم گفتم نمیرم استاد!!! 
گفت یعنی چی؟چرا نمیری؟میگم پاشو تخته رو پاک کن منم خیلی جدی بلند شدم گفتم :دوس ندارم بچه ها قهرمان کلاسشون رو تو این صحنه ببینن !!! بچه ها زدن زیر خنده.... 
بعد اومد تلافی کنه داشتم میرفتم پای تخته گفت خوشگل پسر از این لباس ها که تنته مردونه ش هم هست؟؟؟ منم خیلی ریلکس گفتم استاد اگه واسه شوهرتون میخواید سایزش تموم شده !!! دوباره کلاس ترکید از خنده 
و برگشت گفت خوشمزه حالا خودت حذف میکنی یا من حذفت کنم؟؟؟ منم دوباره جدی گفتم واسه یه قهرمان هیچ فرقی نمیکنه استاد!!! 
حسابی قاطی کرد رفت سمت لیست گفت اسمت چیه بلبل زبون؟؟؟ منم گفتم کوچیکه شما امید هستم استاد لیست رو نگاه کرد 
گفت امیده چی؟؟؟ منم خیلی جدی صدامو کشیدم گفتم امـــیــــــــــــــــــــده جـــهــان !!! به جان خودم کلاس منفجر شد ,ماژیکشو پرت کرد جاخالی دادم از بالا سرم رد شد و دویدم در کلاس و بستم فرار کردم.!!! 
البته بیاد دانشکده ما درس ارائه بده بدبختم قیافمو بشناسه,آخه بچه ها بعدش گفته بودن من واسه اون دانشگاه نبودم !!!

تعداد کل صفحات : 4 ::      1   2   3   4  

جستجو

برای جستجو در مطالب سایت، عبارت مورد نظر خود را در فرم زیر بنویسید.

بخش ویژه

بانك اهداكنندگان سلولهای بنیادی ایران

ورود نویسندگان

چیزایی مربوط به سایت

لینک دوستان