تبلیغات
پرتخولی ها - مطالب ابر خنده بازار

خنده بازار

رفته بودیم واسه داداشم خواستگاری
دیدیم عروس نشسته خیلی ریلکس با شلوار لی و تیشرت …
مامانم تو گوشم گفت خوبه والا نه شرمی نه حیایی نه …
همینجوری داشت میگفت که عروس با چادر از آشپزخونه چایی به دست اومد !
هیچی دیگه فهمیدیم اون داداش عروس بوده

ﺩﺧﺘﺮ ﺧﺎﻟم ﺑﻪ ﭘﺴﺮﺵ ﮐﻪ ۳ﺳﺎﻟﺸﻪ ﻣﯿﮕﻪ :
ﻣﯿﺨﻮﺍﯼ ﺑﺮﯼ ﺩﺳﺸﻮﯾﯽ ﺷﻠﻮﺍﺭﺗﻮ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺩﺭﻧﯿﺎﺭ ﺯﺷﺘﻪ ، ﻫﻤﻮﻥ ﺗﻮ ﺩﺭبیار !
ﺑﭽﺶ ﺭﻓﺖ ﺗﻮ ﺩﺳﺘﺸﻮﯾﯽ ﺷﻠﻮﺍﺭﺷﻮ ﺩﺭﺁﻭﺭﺩ ﺑﻌﺪ ﺍﻭﻣﺪ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﮔﺬﺍﺷﺖ ﺭﻭ ﻣﺒﻞ ﺭﻓﺖ ﺗﻮ :lol:

مکالمه مامانم و بابام :
مامانم : چای میخوری برات بریزم ؟ :x
بابام : آره خانوم ، دستت درد نکنه :)
مامانم : پسرم پاشو واسه من و بابات یه چای بریز بیار :|

یکی دو روزه مامانم رفته مسافرت ،
امروز هوس خوراکی کردم هرجارو گشتم هیچی پیدا نکردم !
فقط توی کابینتا یه سری قوطی بود که با ماژیک روش نوشته بود :
نخورید ؛ مایع ظرفشویی
نخورید ؛ سمِ گلدون
نخورید ؛ جرمگیر توالت
زنگ زدم به مامانم گفتم دایی و زن دایی اومدن چیکار کنم ؟
گفت در کابینتو باز کن اونیکه علامت مرگ داره توش آجیله ،
اونیکه نوشته مرگ موش توش گزه ،
اونیکه نوشته صابون توش شکلاته !
من قبل از زنگ زدن :|
من بعد از زنگ زدن :D

پسرخاله ام ۱۱سالشه دیشب پرسید چطوری میتونم یه گجت طراحی کنم ؟
من تو سن این بودم بزرگترین سوالم این بود بروسلی قویتره یا جکی چان !



ادامه مطلب

جوک های جدید

من فلج به دنیا اومدم ولی به زندگی امید داشتم
تا اینکه سرطان گرفتم و شش ماه بعد فهمیدم ایدز دارم !
از وقتی تو آزمایش آخرم فهمیدم دیابت دارم ،
کاملا دپرس شدم تا این که کفش تن تاک خریدم 
دیگه از ایدز و سرطان خبری نیس !
تازه قراره تو مسابقات دوی استقامت هم شرکت کنم !


پسرا وقتی با یه نظری مخالف باشن همون اول به طرف میگن بوق نخور !
ولی دخترا میزارن طرف حرفشو بزنه بعد به بوف خوردن میندازنش


از وقتی از “تن تاک” استفاده می کنم :
زندگیم از این رو به اون رو شده
درس بچه هام بهتر شده
اخلاق همسرم خیلی خوب شده
سوراخ لایه اوزون کوچیکتر شده
دیگه شامپو چشممو نمیسوزونه
تازه پوستمم شاداب تر شده
آنتن دهی گوشیمم دو برابر شده
سرعت اینترنتمم فوق العاده شده

دختره اومده سرِ کلاس نشسته ؛
یه مشت خودکارِ اکلیلی درآورده با یه دفترِ عصرِ یخبندان
داره جزوه سیستم عامل مینویسه

یه سری پسرا هستن که امروز ریششون رو میزنن فردا دوباره درمیاد …
اینارو خدا از خاک حاصلخیز خلق کردَتِشون

“داداشی” چیست ؟
همون مخاطب خاصه ، فقط رو نیمکت ذخیره نشسته تا نوبتش بشه !



ادامه مطلب

خنده بازار

فرمون دادن دخترا
بیا
بیا
بیا
بیا
بیا
بیا
بیا
بیا...
افتاد تو جوب نیا
----------------------------------

کیا یادشونه وقتایی که معلم میخواست سوال بپرسه پاک کنمونو مینداختیم 
زیر میز که بریم بیاریمش و تو تیررس نگاه معلم نباشیم؟ !!!
----------------------------------

آقا کیا یادشونه قبلا اذان گه میگفت سی چهل ثانیه قبلش یه صدای دلینگ دالانگ میومد
 مثل اینکه یکی میزد رو قبلمه ای چیزی خیلی باحال بود.الان ذارت اذونو میگه.
آدم لقمش تو گلوش میمونه.والا 
----------------------------------

در زندگی زخم هایی هست که با یه چسب زخم ساده خوب میشه، زیاد بزرگش نکنید !
----------------------------------

اگه میخواید آمار یه دخترو دربیارین
فقط کافیه به یکی از دوستاش بگید که فلانی دختر خوبیه :تمام پته طرف رو میریزه رو آب که ثابت کنه خوب نیست...

ادامه مطلب

فقط برای خنده

یارو تو خیابون ماشین زده بهش پهن شده کف آسفالت،
رفتم دستش رو بگیرم بلندش کنم از رو زمین،
می گه «قربونت تو همین حالت یه عکس ازم بگیر می خوام بذارم تو فیس بوک
این آمریکا چه غلطی میکنه:| پس چرا حمله نمیکنه آخه:|


 <-----PARTAKHOL.IR----->


یه اسرائیلی منو اد کرد قبول نکردم

الله
اکبر
الله
اکبر

الانم گوشی و لپ تاپو میبوسم میزارم کنار
یه دور افتخارم دور خونمون میزنم پرچم ایران کو .. تا
برمیگردم
خونه ماشین سکه وبقیه جوایزو بیارید .
مسولان رسیدگی کنین لطفا



ادامه مطلب

اخر هفته ی خوب با پرتخول

امروز رفتم پرونده تحصیلیم رو از دبیرستان بگیرم،
طرف نه ازم مدرک شناسایی خواست نه اصلا به عکس هام توی پرونده نگاه کرد !
بهش گفتم : اینجا یه کارت شناسایی از ملت نمیخوای شما ؟
شاید یکی دیگه میومد پرونده تحصیلی منو میگرفت !!!
برگشت گفت : این مدارکی که تو داری رو سبزی فروش سر کوچه توش تره هم نمپیچه !!!
آخه به درد کی میخوره ؟
خودمم قانع شدم …

.
بیماری یخچال گرایی چیست ؟!
نوعی بیماری روانیست که فرد را تحریک به باز کردن درب یخچال می‌کند،
در حالی‌ که نه تشنه است، نه گرسنه است و نه اصلا میداند که چه می‌خواهد
از علائم این بیماری این است که فرد از اتاقش خارج میشود
سرگردان راه آشپزخانه را در پیش می‌گیرد درب یخچال را باز می‌کند،
چیزی بر نمیدارد درب را می‌بندد
این بیماری به وفور در میان متولدین دهه‌های ۶۰ و ۷۰ به چشم می‌خورد!

ادامه مطلب

خنده بازار

یه بار داشتم خیر سرم به بچه خواهر ۶ سالم ریاضی یاد میدادم ، بهش گفتم مثلا من ۳تا شکلات به داداشت میدم و ۲تا به تو ، حالا چندتا شکلات میشه ؟
یهو زد زیر گریه گفت چرا به داداش ۳تا میدی به من ۲تا ؟ نمیخوام اصلا همشو بده به داداش منم میرم به مامانم میگم …
رفت به خواهرم گفت خواهرم اومده دعوام میکنه میگه مرض داری بچه رو اذیت میکنی ؟ خب یکیشو میذاشتی تو جیبت به هر کدوم ۲تا میدادی که دعوا نشه دیگه …
فک و فامیل خود درگیر مزمن ما داریم ؟؟؟
,
,
,
.
.
مامان و بابام با هم قهرن ، با هم رفتن فرش بخرن بابام زنگ زده خونه میگه سعید گوشیو میدم به مامانت ازش بپرس این فرشه خوبه ؟
گوشیو داده بهش ازش می پرسم مامان این فرشه خوبه ؟ مامانم میگه نه بزا بقیه رو هم نگاه کنم ؛ باز گوشیو داده به بابام میگم نه بزار بقیرم نگاه کنه !!بابام میگه بهش بگو باشه !
یعنی می خواستم با سیم تلفن خودمو خفه کنم !

ادامه مطلب

جستجو

برای جستجو در مطالب سایت، عبارت مورد نظر خود را در فرم زیر بنویسید.

ورود نویسندگان

تعداد ویزیت های پرتخول