تبلیغات
پرتخولی ها - مطالب ابر جوک

خنده ای دارای 2 تا 5 سال حبس (خود عنوان مطلب نکته داره)

- از شرکت توشیبا تشکر می کنم به خاطر ساخت او مدل آبمیوه گیری که آب سیب و آب هویچ دوران بچگی ما رو تامین می کرد. البته همیشه باید یکی مواظبش می بود که یهو راه نیفته بره. محکمم نگهش می داشتی تا مغز استخونت می لرزید.

- جی ال ایکس گوشی سه سیم کارته داده! کم کم یه خشاب میده میگه با سیم کارت پرش کنید بزنید به گوشی

- همگروه اسپانیا هم نشدیم حداقل یه برد به دست بیاریم.

- چند صد سال دیگه اون شاگردی که داره کتاب تاریخ رو می خونه، این سال ها رو سریع ورق می زنه و می گه اینجاهاش مهم نیست، سوال نمیاد ازش

- آقا دیشب نرفتم خونه...
صبح که رفتم بابام گفت: دیشب کجا بودی؟
گفتم: خونه دوستم. برداشت به 10 تا از دوستام زنگ زد، خدا خیرشون بده، هشت تاشون گفتن دیشب خونه ما بوده، دوتاشونم گفتن الان اینجاست ولی خوابه بیدار شد می گم بهتون زنگ بزنه.

ادامه مطلب

خنده بازار

رفته بودیم واسه داداشم خواستگاری
دیدیم عروس نشسته خیلی ریلکس با شلوار لی و تیشرت …
مامانم تو گوشم گفت خوبه والا نه شرمی نه حیایی نه …
همینجوری داشت میگفت که عروس با چادر از آشپزخونه چایی به دست اومد !
هیچی دیگه فهمیدیم اون داداش عروس بوده

ﺩﺧﺘﺮ ﺧﺎﻟم ﺑﻪ ﭘﺴﺮﺵ ﮐﻪ ۳ﺳﺎﻟﺸﻪ ﻣﯿﮕﻪ :
ﻣﯿﺨﻮﺍﯼ ﺑﺮﯼ ﺩﺳﺸﻮﯾﯽ ﺷﻠﻮﺍﺭﺗﻮ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺩﺭﻧﯿﺎﺭ ﺯﺷﺘﻪ ، ﻫﻤﻮﻥ ﺗﻮ ﺩﺭبیار !
ﺑﭽﺶ ﺭﻓﺖ ﺗﻮ ﺩﺳﺘﺸﻮﯾﯽ ﺷﻠﻮﺍﺭﺷﻮ ﺩﺭﺁﻭﺭﺩ ﺑﻌﺪ ﺍﻭﻣﺪ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﮔﺬﺍﺷﺖ ﺭﻭ ﻣﺒﻞ ﺭﻓﺖ ﺗﻮ :lol:

مکالمه مامانم و بابام :
مامانم : چای میخوری برات بریزم ؟ :x
بابام : آره خانوم ، دستت درد نکنه :)
مامانم : پسرم پاشو واسه من و بابات یه چای بریز بیار :|

یکی دو روزه مامانم رفته مسافرت ،
امروز هوس خوراکی کردم هرجارو گشتم هیچی پیدا نکردم !
فقط توی کابینتا یه سری قوطی بود که با ماژیک روش نوشته بود :
نخورید ؛ مایع ظرفشویی
نخورید ؛ سمِ گلدون
نخورید ؛ جرمگیر توالت
زنگ زدم به مامانم گفتم دایی و زن دایی اومدن چیکار کنم ؟
گفت در کابینتو باز کن اونیکه علامت مرگ داره توش آجیله ،
اونیکه نوشته مرگ موش توش گزه ،
اونیکه نوشته صابون توش شکلاته !
من قبل از زنگ زدن :|
من بعد از زنگ زدن :D

پسرخاله ام ۱۱سالشه دیشب پرسید چطوری میتونم یه گجت طراحی کنم ؟
من تو سن این بودم بزرگترین سوالم این بود بروسلی قویتره یا جکی چان !



ادامه مطلب

جوک های جدید

من فلج به دنیا اومدم ولی به زندگی امید داشتم
تا اینکه سرطان گرفتم و شش ماه بعد فهمیدم ایدز دارم !
از وقتی تو آزمایش آخرم فهمیدم دیابت دارم ،
کاملا دپرس شدم تا این که کفش تن تاک خریدم 
دیگه از ایدز و سرطان خبری نیس !
تازه قراره تو مسابقات دوی استقامت هم شرکت کنم !


پسرا وقتی با یه نظری مخالف باشن همون اول به طرف میگن بوق نخور !
ولی دخترا میزارن طرف حرفشو بزنه بعد به بوف خوردن میندازنش


از وقتی از “تن تاک” استفاده می کنم :
زندگیم از این رو به اون رو شده
درس بچه هام بهتر شده
اخلاق همسرم خیلی خوب شده
سوراخ لایه اوزون کوچیکتر شده
دیگه شامپو چشممو نمیسوزونه
تازه پوستمم شاداب تر شده
آنتن دهی گوشیمم دو برابر شده
سرعت اینترنتمم فوق العاده شده

دختره اومده سرِ کلاس نشسته ؛
یه مشت خودکارِ اکلیلی درآورده با یه دفترِ عصرِ یخبندان
داره جزوه سیستم عامل مینویسه

یه سری پسرا هستن که امروز ریششون رو میزنن فردا دوباره درمیاد …
اینارو خدا از خاک حاصلخیز خلق کردَتِشون

“داداشی” چیست ؟
همون مخاطب خاصه ، فقط رو نیمکت ذخیره نشسته تا نوبتش بشه !



ادامه مطلب

جستجو

برای جستجو در مطالب سایت، عبارت مورد نظر خود را در فرم زیر بنویسید.

ورود نویسندگان

تعداد ویزیت های پرتخول