تبلیغات
پرتخولی ها - مطالب تولیدی پرتخول

کاهش مصرف

به نام خدا
سلام
بعد از هدفمندی یارانه ها بنزین و کلا سوخت به مساله ای خیلی مهم تبدیل شد و کمکم همه به فکر این افتادند که مصرفشونو بیارن پائین.
بعضی از راه های خیلی ساده کاهش مصرف رو میگم که امیدوارم به دردتون بخوره


ادامه مطلب

دو تا مکالمه جالب !

هفته ی پیش داشتم نود میدیدم که فتح الله زاده اومد رو خط .
عادل : سلام اقای فتح الله زاده 
فتح الله زاده : من صدای شمارو ندارم اقای فردوسی پور 
عادل : الان صدای منو دارین ؟
فتح الله زاده : نه !!!!!!!!




یه مکالمه عادی بین من و مامانم :
من : سلام مامان
مامان : سلام پسرم 
من : مامان داشم ماست میخورم .
مامان : نوش جونت پسرم .
من : وقتی داشتم ماست می خوردم یهو از دستم افتاد ریخت رو فرش !
مامان : ای کوفت بخوری ! کارد بخوره به شکمت ! ......
من : (:



عکسی از حرم اقامون علی ابن موسی الرضا


این عکس توسط یکی از نویسنده های گل این وبلاگ که به تازگی از این سفر مقدس برگشتن گرفته شده و به عنوان سوغاتی برای ما آوردن . 
اقا خلیل زیارتت قبول .
واقعا نمیشه ازش گذاشت . ادم دلش هوای حرمو میکنه.

السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا


برای عکس با کیفیت بیشتر والبته حجم بیشتر به ادامه مطلب برین.


ادامه مطلب

/(*)\ . . .

    
 



اونایی که دوست دارن لطفا

اندر احوالات شیخ پرتخول


گویند روزی شیخ پرتخول به پاره‌ای از مریدانش دستور داد تا برای رسیدن به صبر، چهل روز معتکف بشدندی.
مریدان شوریده حال شدندی و از شیخ پرسیدندی که یا شیخ، راه دیگری هم برای به دست آوردن صبر موجود باشد؟
شیخ فرمود آری یک ساعت استفاده از «اینترنت پرسرعت
Dial UP ایران»
مریدان همی نعره‌ای کشیدندی و راه بیابان پیش گرفتندی...

ادامه مطلب

درسته....غلطه....

سلام

یه چیزایی تو زندگی هست که بین همه مشترکه...چیزایی که از بدو تولد ما در گوشمون گفتن و ما هم هیچ وقت در موردشون نپرسیدیم.چیزایی که همه ما قبولشون داریم ولی نمیدونیم از کجا اومدن...و حتی کسایی که اون چیزارو توی ضمیر ناخودآگاه ما اونم به وسیله تکرار نهادینه کردن هم شاید از حکمت وجود اونها خبری نداشته باشن.شاید بعضی از این حرفها و فکرها درست باشن ولی خوب حتما بعضیاشونم هیچ منشا درستی ندارن و حتی ممکنه برای ما ضرر هم داشته باشن یا جلوی پیشرفت مارو هم بگیرنو دست و بالمونو ببندن!توی این مطلب یکیشونو مطرح میکنیم و شاید بعدا نمونه های دیگشم مطرح کردیم..


ادامه مطلب

یادش بخیر اون روزای دانشگاه – ترم یک (سری 2)

یادش بخیر سه راه دانش فرشید فرازی، یه مرد داشت هی بوق میزد فرشید داد کشید .... ، البته من خودم اونجا نبودم ولی وحید و طاهر آمارشو دادن...

یادش بخیر طاهر و ... کلا زیاد گیر نده چون نمیگم، ولی طاهر کلا ترم یک آدم یادش بخیری بود...

یادش بخیر کلاس اخلاق (جلال) همیشه منتظر بودیم بگه که یه حکایت میگه و ما فرصت طلب شرو میکردیم به حرف زدن ...


ادامه مطلب

اوج بدبختی در انتخاب رشته امسال دانشگاه محقق!!!

تو رو خدا این جدول رو ببینین خودتون قضاوت کنین.

برا فول سایز شدن روی عکس کلیک کنید.


خوب به توضیح نیاز نداره
...همه رشته ها تفکیک جنسیتی شدن و همین دیگه...نمیخوام سیاسیش کنم...

ادامه مطلب

یادش بخیر اون روزای دانشگاه – ترم یک

یادش بخیر اون روزی که اومده بودیم ثبت نام صبح ساعت 8 بود زیر دست و پا و فشار داشتیم له میشدیم...

یادش بخیر اون روزی که اولین نفرها رو از بچه های کلاس دیدم، صبح یکشنبه کلاس تربیت بدنی بود، طاهرو دیدم….

یادش بخیر هفته ی اول دانشگاه با وحید رسولی کل کل داشتیم، اون اسممو شوالیه گذاشت و منم به اون فریزر میگفتم....


ادامه مطلب

داستان دانشگاه اومدن من!! (هر کی نخونه کل عمرش در فناست)


- قبول نشی میری فحلگی، دو دقیقه هم نمیذارم خونه بمونی، فک میکنی همینجوری بزرگت کردیم و تو اصلا . . . ، برادرات دیدی چجوری با نداشتن امکانات خوندن و ...

- بازم شروع کرد به داستان گفتن. ننه (من به جای مامان میگم) به خدا آسون قبول میشم بابا کنکور که چیزی نیست، راحت قبول میشم اینقد گیر نده.

دیگه داشتن اعصابمو خورد میکردن، "درس بخون درس بخون، قبول نشی از کامپیوتر خبری نیستا". هر روز کارم شده بود درگیری با ننم که چرا من درس نمیخوندم.


ادامه مطلب

تعداد کل صفحات : 7 ::      ...   3   4   5   6   7  

جستجو

برای جستجو در مطالب سایت، عبارت مورد نظر خود را در فرم زیر بنویسید.

ورود نویسندگان

تعداد ویزیت های پرتخول