تبلیغات
پرتخولی ها - مطالب خنده دار

جوک های جدید

من فلج به دنیا اومدم ولی به زندگی امید داشتم
تا اینکه سرطان گرفتم و شش ماه بعد فهمیدم ایدز دارم !
از وقتی تو آزمایش آخرم فهمیدم دیابت دارم ،
کاملا دپرس شدم تا این که کفش تن تاک خریدم 
دیگه از ایدز و سرطان خبری نیس !
تازه قراره تو مسابقات دوی استقامت هم شرکت کنم !


پسرا وقتی با یه نظری مخالف باشن همون اول به طرف میگن بوق نخور !
ولی دخترا میزارن طرف حرفشو بزنه بعد به بوف خوردن میندازنش


از وقتی از “تن تاک” استفاده می کنم :
زندگیم از این رو به اون رو شده
درس بچه هام بهتر شده
اخلاق همسرم خیلی خوب شده
سوراخ لایه اوزون کوچیکتر شده
دیگه شامپو چشممو نمیسوزونه
تازه پوستمم شاداب تر شده
آنتن دهی گوشیمم دو برابر شده
سرعت اینترنتمم فوق العاده شده

دختره اومده سرِ کلاس نشسته ؛
یه مشت خودکارِ اکلیلی درآورده با یه دفترِ عصرِ یخبندان
داره جزوه سیستم عامل مینویسه

یه سری پسرا هستن که امروز ریششون رو میزنن فردا دوباره درمیاد …
اینارو خدا از خاک حاصلخیز خلق کردَتِشون

“داداشی” چیست ؟
همون مخاطب خاصه ، فقط رو نیمکت ذخیره نشسته تا نوبتش بشه !



ادامه مطلب

قاطی پاطی،در هم، اصن مخلـــــــوط!







ادامه مطلب

شوخی های جالب شبکه های اجتماعی

هر نوشته ای نویسنده ای دارد. هر نویسنده ای حق دارد اسمش را پای مطلبش ببیند. نوشته هایی که در این صفحه می خوانید، Status های کپی پیست شده ای است که در شبکه های اجتماعی دست به دست چرخیده و صاحبش را گم کرده. اگر «شما» نویسنده این آثار هستید، لطفا عصبانی نشوید. لبخند بزنید و به خواننده هایی فکر کنید که با خواندن نوشته هایتان لبخند می زنند و در دل تحسین تان می کنند.

۱- از الان استرس گرفتم واسه روبوسی عید؛ که دوبار باید بوس کنم یا سه بار. لامصب خیلی شرایط سختیه. یهو می خوای سه تا بوس کنی طرفو، اون دوتا بوس می کنه جا خالی می ده وسط جمع ضایع می شی!

۲- تیرامیسو بیشتر بهش میاد یک نوع قربون صدقه شمالی باشه تا دسر!

۳- هنوز تو شو آهنگ گلزار بودیم که فروتن هم آهنگ بیرون داد، دیگه باید منتظر آلبوم حمید معصومی نژاد خبرنگار اعزامی صدا و سیما از رُم باشیم!

۴- یه فامیل خیلی خجالتی داریم یه شب اومد خونه بابام اینا. شب هم همونجا خوابید. صبح بهش گفتیم بفرما صبحونه گفت ممنون صبحونه خوردم!

۵- خداییش دقت کردی؟ میری حموم آب داغو وا می کنی چهارصد ساعت وا میستی تا داغ شه! حالا کافیه تو دستشویی اشتباهی آب داغو و اکنی، تو بیست صدم ثانیه میرسه به ۱۲۰ درجه سانتیگراد.

۶- وقتی پشت آیفون می پرسی: «کیه؟» ۹۵% مردم میگن «باز کن»، ۵% باقیمونده هم میگن: «منم»! سواله می پرسیم؟


ادامه مطلب

کمی و فقط کمی خنده!!

ﻣﯿﮕﻮﯾﻨﺪ ﺷﯿﺸﻪ ﻫﺎ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ ...
ﺍﻣﺎ ﻭﻗﺘﯽ ﺭﻭﯼ ﺷﯿﺸﻪ ﯼ ﺑﺨﺎﺭ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺍﯼ ﻧﻮﺷﺘﻢ ﺩﻭﺳﺘﺖ
ﺩﺍﺭﻡ ﺁﺭﺍﻡ ﮔﺮﯾﺴﺖ .
.
.
ﯾﻪ ﺑﺎﺭﻡ ﻧﻮﺷﺘﻢ:
ﺩﻭﺳﺘﺖ ﻧﺪﺍﺭﻡ ﺑﺎﺯﻡ ﮔﺮﯾﺴﺖ
ﯾﻪ ﺑﺎﺭ ﺩﯾﮕﻪ ﻧﻮﺷﺘﻢ:
ﺳﻼﻡ ﺧﻮﺑﯽ ﺷﯿﺸﻪ؟؟ ﺑﺎﺯ ﮔﺮﯾﺴﺖ
فک کنم قاطی داره ...:| :))


ﻧـﺤـﻮﻩ ﯼ ﺭﻭﺑﻮﺳﯽِ ﻋﯿــﺪ _ ﺍﻭﻟﯽ : ﺑﻪ ﺑﻪ ﺑﻪ ﺳـــﻼﻡ ﺳﺎﻝ ﻧﻮ ﻣﺒﺎﺭﮐـــــ _ ﺩﻭﻣﯽ : ﺳـــــﻼﻡ
ﺳــﺎﻝِ > ﻣـــﺎﭺ < ﻧُــﻮِ > ﻣـــﺎﭺ < ﺷﻤﺎﻫﻢ > ﻣﺍﭺ« ﻣﺒﺎﺭﮎ


همه چیزهای خوب برای دخترهاست ...
.
.
مثلا همین پسرا ...
والا به قران چقد خوش شانسن این دخترا  


کودک درونم مدام پیرمرد درونم رو اسکل می کنه می خنده 
قدیم اینجوری نبود جرات نمی کرد پاشو جلوش دراز کنه لم بده! :|
بی تــربیــته بی شــعور :| 


من آخر نفهمیدم اینکه هی تو اخبار میگن : "وی خاطر نشان کرد" یعنی چی ؟!
این "وی" کیه که هی خاطره رو نشون میکنه ؟ پس کی میگیرتش ؟!
چرا با عواطف دخدر مردم بازی میکنه ؟؟؟ :|


پسره اومده نوشته :
یک سال و نیمه کسی بوسم نکرده ...!
ینی باید بره از خدا بترسه !
من آخرین بوسم مالِ ۲ ساله گیم بود...
اونم داییم سرمو ماچ کرد... بعدم پرتم کرد هوا یادش رفت منو بگیره ...! :| 


با عرض سلام به نیمه گم شده خودم،
کدوم گوری هستی عزیزم ؟؟؟
مگه عیدی نمی خوای ؟؟ 
.
.
.
.
ستاد گول زدن نیمه گمشده، به مناسبت نزدیک شده عید :)) 


عید دیدنی ها شروع شد و میریم که داشته باشیم سوالاتی مثل :
.
.
.
ترم چندی ؟
معدلت چنده ؟
زن نمی گیری ؟
... سربازی نرفتی ؟
نمیخواین یه بچه بیارین ؟
ناقلا همیشه سرت تو گوشیه ها... خبریه ؟
تو این کامپیوترت چیا داری ؟ ( طی به حرکت خیلی سریع میره تو همه درایوا :| )
خانوم خانوما بزرگ شدی ، دیگه باید به فکر شوهر خوب براش باشیم . مگه نه مامانش ؟  


تو اتوبوس نشسته بودم پیرزنه ازم پرسید: مادر کجا درس میخونی؟
گفتم: اهواز مادرجون.
گفت: شیراز؟
گفتم: نه اهواز.
گفت: آها کجای شیراز میخونی؟
گفتم: اهوازمیخونم
گفت: گفتی کجای شیراز؟
دیدم زشته صدامو بلندکنم گفتم: آره شیراز میخونم
گفت: پس چرا هی میگی اهواز !؟  :|| 


عشق واقعی

ﭘﺴﺮﻩ : ﺑﺮﻭ ﺩﻳﮕﻪ ﻧﻤﻴﺨﻮﺍﻣﺖ ﺩﻳﮕﻪ ﺗﻤﻮﻣﻪ
ﺩﺧﺘﺮ :ﻋﺸﻘﻢ ﻣﻦ ﺑﺪﻭﻥ ﺗﻮ ﺑﺨﺪﺍ ﻣﻴﻤﻴﺮﻡ ﭼﺮﺍ ﻧﻤﻴﻔﻬﻤﻲ 

ﭘﺴﺮ: ﺩﻳﮕﻪ ﺍﺯﺕ ﺧﺴﺘﻪ ﺷﺪﻡ ﻋﺸﻘﺖ ﺑﺮﺍﻡ ﺗﮑﺮﺍﺭﻱ ﺷﺪﻩ . 

ﻭﺗﻠﻔﻦ ﻗﻄﻊ ﺷﺪﺩﺧﺘﺮﺧﻴﻠﻲ ﺍﻓﺴﺮﺩﻩ ﻭﻧﺎﺭﺍﺣﺖ ﻣﻴﺮﻩ ﺗﻮﺍﺗﺎﻗﺶ 

ﭼﺸﻤﺶ ﻣﻴﻮﻓﺘﻪ ﺑﻪ ﻣﺎﻧﻴﺘﻮﺭ ﮐﺎﻣﭙﻴﻮﺗﺮﻋﮑﺲ ﻋﺸﻘﺸﻮﻣﻴﺒﻴﻨﻪ

 ﺍﺷﮏ ﺗﻮﭼﺸﺎﺵ ﺣﻠﻘﻪﻣﻴﺰﻧﻪ ﺁﻫﻨﮓ ﻣﻮﺭﺩﻋﻼﻗﻪ ﻱ ﻋﺸﻘﺸﻮﻣﻴﺬﺍﺭﻩ 

ﻭﮔﻮﺵ ﻣﻴﺪﻩ ﺩﻳﮕﻪ ﺍﺷﮑﺎﺵ ﺗﺎﺏ ﻧﻤﻴﺎﺭﻥ ﻭﻣﻴﺮﻳﺰﻥ ﺩﺧﺘﺮﺍﺣﺴﺎﺱ ﻣﻴﮑﺮﺩ

ﻳﻪ ﺗﻴﮑﻪ ﺍﻱ ﺍﺯﻭﺟﻮﺩﺷﻮ ﺍﺯﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩﻩ . 

ﺍﻭﻥ ﺷﺐ ﺩﺧﺘﺮﺧﻮﺍﺑﺶ ﻧﺒﺮﺩ ﺑﻪ ﭘﺴﺮﭘﻴﺎﻡ

ﺩﺍﺩ: ﺍﻻﻥ ﮐﻪ ﺍﻳﻦ ﮐﻪ ﺍﻳﻦ ﭘﻴﺎﻣﻮﻣﻴﺨﻮﻧﻲ ﺟﺴﻤﻢ ﺑﺎﻫﺎﺕ ﻏﺮﻳﺒﻪ ﺷﺪﻩ
ﻭﻟﻲ ﺩﻟﻢ ﻫﻤﻤﻤﻤﻴﺸﻪ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻩ ﺑﻪ ﺍﻣﻴﺪﺑﻴﺪﺍﺭﻱ ﺟﺴﻢ ﻫﺎ
ﺧﺪﺍﺣﺎﻓﻆ ﺑﺮﺍﻱ ﻫﻤﻴﺸﻪ . 

ﺑﻪ ﻃﺮﻑ ﭘﻨﺠﺮﻩ ﻱ ﺑﺰﺭﮒ ﺍﺗﺎﻗﺶ ﻣﻴﺮﻩ


ادامه مطلب

کاریکاتور


خنده بازار

فرمون دادن دخترا
بیا
بیا
بیا
بیا
بیا
بیا
بیا
بیا...
افتاد تو جوب نیا
----------------------------------

کیا یادشونه وقتایی که معلم میخواست سوال بپرسه پاک کنمونو مینداختیم 
زیر میز که بریم بیاریمش و تو تیررس نگاه معلم نباشیم؟ !!!
----------------------------------

آقا کیا یادشونه قبلا اذان گه میگفت سی چهل ثانیه قبلش یه صدای دلینگ دالانگ میومد
 مثل اینکه یکی میزد رو قبلمه ای چیزی خیلی باحال بود.الان ذارت اذونو میگه.
آدم لقمش تو گلوش میمونه.والا 
----------------------------------

در زندگی زخم هایی هست که با یه چسب زخم ساده خوب میشه، زیاد بزرگش نکنید !
----------------------------------

اگه میخواید آمار یه دخترو دربیارین
فقط کافیه به یکی از دوستاش بگید که فلانی دختر خوبیه :تمام پته طرف رو میریزه رو آب که ثابت کنه خوب نیست...

ادامه مطلب

یه پست همین جوری :|


داداشم موهاش فره نمیدونم چرا میخوابه دوبرابر میشه اصن یه چیز وحشتناک
دیشب رفتم دستشویی برگشتم پام گیر کرد به پتوش تو خواب وبیداری افتادم روش یه آن با اون موهاش یه داد کشید چنان ترسناک شد سرخم شده بود منم از ترس فقط داشتم داد میزدم از داد ما خواهرم از تو آتاقش یه جیغ بنفش کشید جو داغون بود
دیدم بابام پاشده در خونرو وا کرده داد میزنه فرار کنید اسراییل حمله کرده :)))))))))))))


امروز رفتم كافی شاپ دیدم همه با دوست دختراشون اومدن ولی خودم تنها هستم
.
.
.
.
هیچی دیگه گوشیم رو برداشتم و کنار گوشم گرفتم و با صدای بلند گفتم
هی بدبخت بیا که دوس دخــدرت با یه پسره تو کافی شاپ نشسته !
جاتون خالی همه دخترا فرار کردند ... :)))


ادامه مطلب

ماجراهای جالب آقای همساده


ماجراهای جالب آقوی همساده : “لوبیای سحر آمیز !”

آقو ما یه مدت وضع مالیمون خراب بود یه گاوی داشتیم گفتیم بریم اینو بفروشیم…رفتیم بازار یه پیرمردی دیدیم گفت گاوتو بده من بهت لوبیای سحرآمیز بدم،آقو گاوو دادیم لوبیاهارو گرفتیم بردیم کاشتیم فرداش درخت دراومد از درخت رفتیم بالا رسیدیم به خونه یه غول یه مرغ تخم طلا ازش کش رفتیم برگشتیم پایین تا پامون رسید به زمین دیدیم اومدن جلبمون کردن!گفتیم چرا؟گفتن شما بخاطر کشت غیر اصولی خاک منطقه رو ضعیف کردین 14تا خانواده بدبخت شدن! گفتیم کاکو صبر کن الآن یه تخم طلا بهت میدم شمام بیخیال ما شو…به ای مرغو گفتیم یه تخم طلا بذار گفت من در اعتراض به کاهش قیمت طلا در بازارهای جهانی دیگه تخم طلا نمیذارم!گفتیم حداقل دوتا تخم مرغ معمولی بده تو زندان نیمرو کنیم گفت تخم مرغ معموای تو کلاس کاری من نیس!ها ها ها ها ها ها ها…مارو که داشتن میبردن زندان وسط راه رسیدیم به اون پیرمردو دیدیم مازراتی زیر پاشه!!! گفتیم کاکو چی شد پولدار شدی!؟ گفت اون گاوو که به من دادی روزی 25تا گوساله طلا میزاد!…ها ها ها ها ها ها ها…آقو به نظر من آدم همیشه باید قدر چیزایی که داره رو بدونه!




ادامه مطلب

خنده ای برای شادی روح و روان!!

ﺳﺮ ﺳﻔﺮﻩ ﻧﺸﺴتم ﺩﺍﺭﻡ غذا ﻣﯿﺨﻮﺭﻡ
ﻣﺎﻣﺎﻧﻢ ﺑﻬﻢ ﻣﯿﮕﻪ :ﺑﺴﻪ ﺑﺪﺑﺨﺖ میترکی!!!
ﺑﺎﺑﺎﻡ ﻣﯿﮕﻪ : ﻭﻟﺶ ﮐﻦ ﺯﺑﻮﻥ ﺑﺴﺘﻪ ﺭﻭ ﺑﺰﺍﺭ ﻭﺍﺳﻪ ﺧﻮﺩﺵ ﺑﭽﺮﻩ :| ﭼﯿﮑﺎﺭﺵ ﺩﺍﺭﯼ؟!؟!؟!
ﭘﺪﺭ ﻣﻦ! ﻣﻦ ﻧﺨﻮﺍﻡ ﺷﻤﺎ ﺍﺯﻡ ﺣﻤﺎﯾﺖ ﮐﻨﯽ، ﮐﯽ ﺭﻭ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺒﯿﻨﻢ؟؟؟ :|


دیشب خسته بودم وسط هال ولو شدم و جلو تلویزیون خوابم برد، 
شب مامانم اومد ساعت 2 نصفه شب پتو انداخت روم بوسم کرد ، کلی هم قربون صدقم رفت بعد موقع رفتن پامو لگد کرد، داد زدم و گفتم : اهههههههههههه پام داغون شد!!!(خیلی نامردم میدونم)
جواب داد: خاک تو سرت کنن آخه اینجا جای خوابه؟
بعد تازه نصف شبی یه لحظه احساس کردم نفسم بالا نمیاد و دارم خفه میشم!!افتادم به سرفه کردن و نفس نفس زدن، قشنگ اینقد سرفه کردم که بنفش شدم!
یکم که تونستم نفس بکشم تو اون تاریکی نگا بالا سرم کردم، دیدم بابام وایساده داره میخنده!!
همینجوری، مات و خواب زده پرسیدم چیه؟!؟ چی شده؟؟
با خنده و خیلی ریلکس گفت:هیچی ندیدمت، پام رفت رو گلوت، بخواب بخواب!!! :|

ادامه مطلب

تعداد کل صفحات : 48 ::      1   2   3   4   5   6   7   ...  

جستجو

برای جستجو در مطالب سایت، عبارت مورد نظر خود را در فرم زیر بنویسید.

ورود نویسندگان

تعداد ویزیت های پرتخول